خرید بک لینک
در مجلس ختمی، مرد متین و موقری که در کنارم نشسته بود و قطره اشکی هم در چشم داشت، آهسته به من گفت: آیا آن مرحوم را از نزدیک می شناختید؟ گفتم: خیر قربان! خویشِ دور بنده بوده و به اصرار خانواده آمده ام

برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:37

مطمئن شو هر قدمی که بر می داری به سمت رؤیا هات باشه...


من این جا هستم: t.me/minimugraphy

برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:37

اتفاقاً آدم های بی بند و رها، آدم هایی که اوّل و آخرشون رو درست نمیدونن، بیشتر دنبال آرامشن. منتها آرامش واسشون چیزیه که اینجا پیدا نمی شه یا لااقل نوع مرغوبش پیدا نمی شه. واسه همینه فکر می کنن بهشون

برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:37

سعدیا مرد نکونام چه باید بکند؟!


من این جا هستم: t.me/minimugraphy

برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:37

- اینطور به من نگاه نکن!

این چشمهای تو، بالاخره مرا وادار به یک خبطِ بزرگ در زندگی خواهدکرد..!


- این خبطِ شما؛ آرزوی من است...


چشمهایش - بزرگ علوی


من این جا هستم: t.me/minimugraphy

برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:37

درست

درآخرین لحظه ها

که می خواهید رؤیاهای خود را

به خاک بسپارید

خبر خوبی خواهد رسید ...


سیدعلی صالحی


من این جا هستم: t.me/minimugraphy

برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:37

عجماء جان،
تازگی ها لذّت فراموشی را هم چشیدم.
نه اینکه فراموشی لذّتی داشته باشد،
فراموشی لذّت تنهایی را بر می گرداند ...

برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:37

شب های بارانیِ پاییز، بدون چتر و
خیابان ولی عصر ...

برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:37

شب است

یک تنه زیبا شو ...


کسی نمی شنود ما را

اگر که روی سخن داری و

درد سخن داری ...


تو را ببوس که لب هایت، هنوز طعمِ عسل دارد

تو را بخواه که آغوشت، هنوز میلِ بغل دارد


من این جا هستم: t.me/minimugraphy

برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:37

اگر عشق

آخرین بهانهی بیدلیلِ ما نیست

پس آمدهایم اینجا

چه خاکی بر سرمان بریزیم ...؟


سید علی صالحی


من این جا هستم: t.me/minimugraphy

برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:37

عجماء جان ... انسانهای روی زمین، چقدر راحت از هم عبور می کنند! خیلی راحت ... بیشترشان انبار خودخواهی و منفعت طلبی شدهاند. استفادهی شان که از هم تمام شد، حق به جانب، بد و بیراهی میگویند و طلبکارانه

برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:37

در هوای تو، نفس تنگ شود، باکی نیست

آسمان گر چه زمین گیر شود، خاکی نیست


چشم تو، باده ترین جامِ حلالی است که هست

در مقامی که همان حال محالی است که هست


افشین یداللهی


من این جا هستم: t.me/minimugraphy

برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:37

تنها، آدم های دیوانه را دوست دارم؛

آدم هایی که دیوانه ی زندگی اند،

دیوانه ی حرف زدن،

دیوانه ی نجات یافتن،

در یک آن، خوره ی همه چیز هستند،

آدمهایی که هیچوقت خمیازه نمی کشند، حرفهای معمولی نمی زنند،

فقط می سوزند، می سوزند، می سوزند...


در راه - جک کرواک


من این جا هستم: t.me/minimugraphy

برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:37

هنوز هم یه حرفی هست که دلت رو بلرزونه ...


من این جا هستم: t.me/minimugraphy

instagram.com/minimumiinii

برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:37

میخواهمت مثلِ دعایِ عهد که عبادتِ آهستهٔ مولیان و ملائک است. میخواهمت مثلِ بلوغ بنفشههای آخر اسفند خاصه اگر باردارِ بارانِ فروردین باشند. میخواهمت مثلِ تخیلِ مهآلودِ نوزادی که از بویِ بهشتِ اَز

برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 0:37

ﻣﺎ ﻓﺮ ﻣﺮﺩﻢ ﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺷﺎﺩﺎﻣ ﺯﻧﺪ ﻣﻨﺪ؛ ﻧﻤﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻪ ﺣﻔﻆ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺎﺭ ﺳﺨﺘ ﺍﺳﺖ ... ﻣﺎ ﻓﺮ ﻣﺮﺩﻢ ﻧﺒﺎﺪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪﻫﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﻥ ﻨﻢ؛ ﻧﻤﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻪ ﻫﺲ ﻧﻤﺗﻮﺍﻧﺪ ﻓﺮ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ... ﻣﺎ ﻓﺮ ﻣﺮﺩﻢ ﻫﻤﻪ ﻧﺎﺯ ﻣﺎ ﺑﺎﺪ ﺍﺯ ﻃﺮﻖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﺷﻮﺩ؛ ﻧﻤﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻣﻬﻢﺗﺮﻦ ﻧﺎﺯ ﻣﺎ ﻪ ﺑﻮﺩ؛ ﺪﺍ ﺮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ... ﻣﺎ ﻓﺮ ﻣﺮﺩﻢ ﺑﺎ ﺷﺪﻥ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﻣﺎﻥ ﺎﻣﻞ ﻣﺷﻮﻢ؛ ﻧﻤﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻪ ﺍﺯ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺎﻣﻞ ﻧﺎﺯ داشتیم... ما فکر

برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 20:23

دزدی بوسه عجب دزدی خوش عاقبتی ست

که اگر باز ستانند دو چندان گردد!

صائب تبریزی


من این جا هستم: t.me/minimugraphy

برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 20:23

اشتباه میکنند بعضیها که اشتباه نمیکنند! باید راه افتاد، مثل رودها که بعضی به دریا میرسند بعضی هم به دریا نمیرسند. رفتن، هیچ ربطی به رسیدن ندارد! سیدعلی صالحی

برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 20:23

براى خودتان یک دوست پیدا کنید، یک نفر که تا ابد بماند، یک نفر که حالتان، جانتان، یارتان، بد و خوبتان را، همه را با هم بخواهد، یک نفر که حالش را بپرسید، خوابش را ببینید ... آدم ها باید غیر از عشق و خانواده، یک نفر را داشته باشند که همه ی چیزهایى که نمی شود به آن دو قبلى گفت، به او گفت! یک نفر باید باشد که شما را از چشم هایتان هم بشناسد ... هر آدمى باید یک نفر

برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 20:23

سوزاندیَم که دلم خام تر شود وحشی شدی غزلم رام تر شود آهو برای چه باید زمان صید کاری کند که خوش اندام تر شود جز اینکه از سر جانش گذشته تا صیاد نابغه ناکام تر شود آدم برای نشستن به خاک تو باید نترسد و بدنام تر شود چیزی نگفتی و گفتی نگویم ُ رفتی که قصه پرابهام تر شود آنقدر گریه نکردی میان بغض تا چشم اشک سرانجام تر شود امشب کنار غزلهایم بخواب شاید جه

برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 20:23

اگر دوستش دارید به زبان بیاورید،
پانتومیم که بازی نمی کنید.
از ترسِ باختن با اشاره می خواهید بفهمانید، واقعا دوستش دارید و به زبان نمی آورید.
یکی از راه می رسد که بی هیچ عشقی تکیه کلامش"دوستت دارم" است،
می آید ، می گوید، می برد دلش را،
و شما می مانید و"دوستت دارم "هایی که در عطرِ پیراهنش جا مانده است...


برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 20:23

مردم تو رو آزار میدن و بعد طوری وانمود می کنن که انگار تو اونها رو آزردی!


من اینجا هستم: t.me/minimugraphy

برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 20:23

عجماء جان
برای دوریم گریه کن
دنیا کوتاه است ...

برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 20:23

به من مىگفت:

"چشمهاى تو مرا به این روز انداخت! این نگاهِ تو کارِ مرا به اینجا کشانده

تاب و تحمل نگاههاى تو را نداشتم

نمىدیدى که چشم بر زمین میدوختم؟"

به او گفتم:

"در چشمهاى من دقیقتر نگاه کن!

جز تو هیچ چیزى در آن نیست..."


بزرگ علوی


من این جا هستم: t.me/minimugraphy

برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 20:23

چرا زندگی رو سخت می کنی؟!

چیزیی می خواهی؟ برو دنبالش

سوالی داری؟ بپرس

دلتنگ کسی شدی؟ زنگ بزن

می خواهی کسی رو ببینی؟ دعوت کن

می خواهی بقیه درکت کنن؟ توضیح بده

از چیزی خوشت میاد؟ حفظش کن

از کسی خوشت نمیاد؟ ترکش کن

عاشق کسی هستی؟ بهش بگو


ما فقط یکبار زندگی می کنیم

سخت نگیر و ساده باش

و زندگی کن!


من این جا هستم: t.me/minimugraphy

برچسب: نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 20:23

صفحه بندی